هدف از این درس صرفاً پرداختن به یک کلمه است: «خط مشی». میخواهیم کمی دربارهٔ کلمهٔ خط مشی (پالیسی) صحبت کنیم و ببینیم معنای این کلمه – که گاهی حتی بیتوجه به معنایش آن را بهکار میبریم – چیست و به چه کار میآید.
از دوستان متممی انتظار میرود پس از این درس
بتوانند خط مشی (policy) را تعریف کنند و برای آن مثال بزنند.
ویژگی های خط مشی را به خاطر بسپارند.
بتوانند تفاوت خط مشی با قانون (rule) شرح دهند.
در نگاه نخست، مفهوم خط مشی (به انگلیسی: policy) ساده به نظر میرسد. چنانکه، برخلاف بسیاری از کلمات مدیریتی که بر سر ترجمهٔ فارسی آنها اختلافنظر وجود دارد، در این مورد خاص تقریباً همهٔ فارسیزبانان پذیرفتهاند که policy صرفاً یک ترجمهٔ مناسب دارد و آن «خط مشی» است.
عاوه بر این، خود کلمهٔ پالیسی هم در زبان فارسی رایج شده و عدهای آن را بهکار میبرند.
به همین سبک، در ترجمهٔ policy-making (خط مشی گذاری) و business policy (خط مشی کسب و کار) هم اختلافنظر وجود ندارد.
همهٔ این شواهد ما را به این نتیجه میرساند که حتماً وقتی کسی از خط مشی حرف میزند، خودش میداند چه میگوید و قاعدتاً طرف مقابل هم که کلمهٔ خط مشی را میشنود، کاملاً منظور گوینده را درک میکند. در حالی که لزوماً چنین نیست. اتفاقاً مفهوم policy از مفاهیم بسیار گنگ و چندپهلو است و هر کس به فراخور نیاز و کار خود، تعریف خط مشی را بهشکل متفاوتی ارائه میدهد.
معنی خط مشی چیست؟
اگر بخواهیم ابتدا از خود کلمه خط مشی شروع کنیم، باید یادآوری کنیم که «مشی» در زبان عربی یعنی «راه رفتن». و از لحاظ لغوی میشود «خط مشی» را «مسیر حرکت و مسیر راه رفتن» معنا کرد.
بنابراین وقتی کسی میگوید «خط مشی سازمان ما این است که …» یا «خط مشی دولت در زمینهٔ اقتصاد دیجیتال این است که …» بهنظر میرسد منظورش این است که سازمان ما یا دولت ما مسیر … را انتخاب کرده است.
عدهای – که دقت چندانی در بهکارگیری کلمات ندارند – خطی مشی و استراتژی را مترادف در نظر میگیرند. تنها تفاوتی که قائل میشوند این است که فکر میکنند خط مشی یک کلمهٔ دولتی و مناسب سیاستگذاری عمومی است و استراتژی را بیشتر مناسب کسبوکار در نظر میگیرند. به همین علت، زیاد پیش میآید که ببینیم سیاستمداران و مدیران دولتی کلمهٔ خط مشی را به جای استراتژی (یا به جای هر کلمهٔ دیگری که از جنس تصمیمگیری و سیاست است) بهکار ببرند.
گروه دیگری هم هستند که خط مشی و قانون را یکسان فرض میکنند. مثلاً وقتی میخواهند بگویند «قانون / قرار ما این است که محصولی را که جعبهاش باز شده پس نگیریم» میگویند: «خط مشی ما این است که محصولی را که جعبهاش باز شده پس نگیریم.»
نمیشود بهشکل مطلق این برداشتها از کلمهٔ خط مشی را رد کرد. اما اگر قصد دارید کلمه خط مشی را به معنایی دقیق و علمی بهکار ببرید، پیشنهاد میکنیم تعریفی را که در ادامه میآید مد نظر قرار دهید.
تعریف خط مشی چیست؟
یکی از بهترین تعریفهای خط مشی را هارولد کونتز پیشنهاد کرده است ( + ). کونتز معتقد است برای اینکه مفهوم خط مشی را درک کنید، لازم است آن را مقابل قانون (rule) قرار دهید و خط مشی و قانون را با هم مقایسه کنید. «قانون بسیار شفاف و دقیق است و حد و مرز آن مشخص است. اما خط مشی کلیتر است و مصداقها و مرزهای آن کاملاً شفاف و دقیق نیست.»
مثالهای زیر این تفاوت را بهتر نشان میدهند:
چند مثال از خط مشی در محیط کسب و کار (در مقایسه با قانون)
خط مشی: همکاران سعی کنند گفتگوهای کاری میان خود را ثبت و مستند کنند.
قانون: اگر مشکل یا تعارضی در اجرای کار و ایفای وظایف به وجود بیاید، صرفاً پیامهایی که بهشکل مکتوب از طریق پیامرسانها و ایمیل رد و بدل شده، قابلاستناد خواهد بود.
خط مشی: ما رشوه نمیگیریم.
قانون: هر هدیهای که ارزش آن بیشتر از ۱۰۰ دلار باشد رشوه تلقی میشود و ما آن را نمیپذیریم.
خط مشی: رضایت مشتری مهمتر از سود ماست.
قانون: تا دو هفته پس از خرید، اگر مشتری خواست محصول را پس دهد، محصول را بدون سوال پس میگیریم.
در ادبیات دولتی و سیاستگذاری عمومی هم خط مشی تقریباً چنین معنایی دارد و تفاوت خط مشی و قانون در شفافیت و گستردگی قلمروشان است:
چند مثال از خط مشی در سطح کلان (سیاستهای کشور)
خط مشی: خط مشی دولت ما حمایت از محصولات ساخت داخل است.
قانون: دولت محصولاتی را که حداقل ۵۰٪ بهای تمامشدهٔ قطعات آنها از داخل تأمین شده باشد، داخلی در نظر میگیرد. شرکتهای عرضهکنندهٔ محصولات داخلی از معافیت مالیاتی به شرح … بهرهمند هستند.
خط مشی: خط مشی دولت بر پایهٔ حمایت از رسانهها و احترام به آنها استوار شده است.
قانون: دولت خود را متعهد میداند در دورهٔ خود هیچ شکایتی از هیچ رسانهای ثبت نکند.
البته موضوع بحث ما در این درس، خط مشی در سازمانها و محیط کسبوکار است و با سیاستگذاری در عرصهٔ عمومی (که در قلمرو مدیریت دولتی قرار میگیرد) کار نداریم.
چرا خط مشی تعریف میکنیم؟
وقتی تعریف خط مشی را میبینیم و آن را با قانون مقایسه میکنیم، اولین سوالی که در ذهنمان شکل میگیرد این است که چرا باید «خط مشی» تعریف شود؟ مگر شفاف بودن همیشه بهتر نیست؟ چرا باید در محیط کارمان چیزی تعریف کنیم که از همان ابتدا میدانیم تفسیرپذیر است و هرکس ممکن است بسته به ترجیح خود آن را به شکل متفاوتی تفسیر کند؟
در پاسخ به این سوال میتوان به سه نکته اشاره کرد:
دسترسی کامل به این درس و ۲۸ درس دیگر دربارهٔ کنترل در مدیریت و سیستم سازی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۳۷۰۸ نفر مجموعاً ۶۶۱۱ تمرین در درسهای کنترل و سیستم سازی ثبت کردهاند.
ضمناً با عضویت ویژه به هزاران درس دیگر از جمله درسهای زیر نیز دسترسی پیدا میکنید:
مشاوره مدیریت | کوچینگ | مدل کسب و کار | گزارش نویسی | تسهیلگری | حل مسئله
تفکر سیستمی | استراتژی | مدل ذهنی | دیجیتال مارکتینگ | ارتباط با مشتری | دوره MBA
خرید اشتراک تجربهٔ متممیها
دوره های آموزشی صوتی مرتبط
حرفهای پیتر دراکر برای مدیران
نکتههایی برای مدیران و مشاوران مدیریت
تمرین و مشارکت در بحث
یک مثال از بیان یک نگرش در قالب خط مشی و در قالب قانون مطرح کنید.
در مثالی که مطرح کردهاید، کدام شیوه بیان و اعمال آن نگرش را اثربخشتر میدانید؟
چند پرسش و پاسخ
رابطهٔ خط مشی با فرایندهای کسب و کار چیست؟
خط مشی در لایهای بالاتر از فرایند قرار میگیرد. مثلاً ممکن است شما بگویید «خط مشی کسبوکار ما این است که قرار نیست مشتری را به هر قیمتی حفظ کنیم.» حالا که این خط مشی را تعریف کردید، قاعدتاً آن را در فرایندهای تأمین رضایت مشتری، باشگاه مشتریان، رسیدگی به شکایات، نحوهٔ پردازش درخواستهای مشتریان و … هم لحاظ خواهید کرد.
رابطهٔ خط مشی با سیستم سازی چیست؟
تعریف و شفافسازی خط مشیها یکی از نخستین گامهای سیستم سازی است. وقتی یک کسبوکار میخواهد سیستمسازی را جدی بگیرد، باید مستندسازی ، شفافسازی خط مشیها و بررسی فرایندها بک لینک را در اولویت قرار دهد. صرفاً پس از این مرحله است که میشود سیستمهای کنترل مدیریتی را مستقر کرد و به کسبوکار نظم داد.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری آشنایی با سیستم کنترل مدیریت به شما پیشنهاد میکند:
مفهوم کنترل در مدیریت و سازمان چیست؟
تفاوت دو نگرش نرم و سخت در مدیریت
سیستم سازی چیست؟ سیستم سازی برای کسب و کار به چه معناست؟
سه ویژگی اصلی کنترل مدیریتی
آشنایی با اجزای سیستم کنترل
شاخص چیست؟ استعارهای برای درک بهتر شاخص
شاخصها هم کهنه میشوند و نیاز به بازنگری دارند
تقسیم بندی شاخصها: شاخصهای کمی در برابر شاخصهای کیفی
تقسیم بندی شاخصها: شاخصهای پیشرو در مقابل شاخصهای تاخیری
یک تمرین برای تعریف شاخص و فکر کردن بیشتر به شاخصها
شاخص لباس زیر مردانه | یک شاخص پیشرو اقتصادی
شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) | تفاوت شاخص های عملکردی و عملیاتی
تقسیم بندی شاخصها: شاخصهای طولی در برابر شاخصهای مقطعی
شاخصهای پیش بینی کننده و نقش آنها در تحلیل سیستمها
شاخصهای پرآوازه و میان تهی
فرایند چیست؟ اهمیت تعریف و مدیریت فرایندهای کسب و کار
خط مشی چیست؟ تعریف خط مشی و مقایسه خط مشی با استراتژی و قانون
بنچ مارکینگ چیست؟ الگوبرداری از دیگران چه کاربردی دارد؟
بازخوانی و مرور یک نمونه بنچ مارکینگ تاریخی

تعریف انحراف (Deviation) در کنترل سیستمها
سیستم کنترل متوازن چیست؟
معرفی شاخص های کلان اقتصادی: شاخص حرص و ترس (VIX و FGI)
تولید ناخالص داخلی (GDP) و درآمد سرانه (شاخصهای کلان اقتصادی)
شاخص ESG | سنجش اخلاق کسب و کار و مدیریت مسئولانه
شاخص جینی چیست؟ آشنایی با منحنی لورنز و نحوه محاسبه ضریب جینی
آیا میخواهید مفهوم شاخصها را بهتر بشناسید؟ (راهنمای حل تمرین)
گزارشهای مدیریتی | شاخص یا بارومتر اعتماد ادلمن (Edelman)
اهداف توسعه پایدار | چه شاخصهایی برای توسعه تعریف شدهاند؟
تعریف بودجه ریزی چیست؟ کجا به برنامه ریزی نیاز دارم و کجا به بودجه ریزی؟
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
شاخصهای پرآوازه و میان تهی
شاخص لباس زیر مردانه | یک شاخص پیشرو اقتصادی
شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) | تفاوت شاخص های عملکردی و عملیاتی
یک تمرین برای تعریف شاخص و فکر کردن بیشتر به شاخصها
